بنام خداوند مهر آفرین
سال 14093 اهورایی، 7036 میترایی، 3752 زرتشتی، 2572 شاهنشاهی ( کوروشی ) و 1393 خورشیدی

بنام خدا

 

 




تاریخ: شنبه 27 اسفند 1393برچسب:دعای تحویل سال,تحویل سال,جهان نو,,
ارسال توسط سورنا

  سخنی پند آموز از زرتشت نخستین پیام  آور آسمانی

  پیش از پاسخ دادن تفکر کن.

 



ادامه مطلب...
ارسال توسط سورنا
ارسال توسط سورنا

 

زرد

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
زرد رنگ نور خورشید است. دوستداران این رنگ قدرت روشن کردن زندگی نزدیکان و عزیزانشان را دارند. با روحیه مثبت اندیش و دوستانه‌ای که دارند واقعاً می‌توانند زندگی را زیبا کنند. آن‌ها به طور مطلق عاشق یافتن دوست‌های جدید هستند. آن‌ها برای مصاحبت افراد فوق‌العاده‌ای هستند چرا که هیچ وقت از روشنی بخشیدن باز نمی‌ایستند. همچنین دوستان وفادار با درک بسیار بالا هستند. خلاقیت و ابتکار دیگر خصوصیت آن‌ها است.



ادامه مطلب...
تاریخ: شنبه 6 ارديبهشت 1393برچسب:آبی,قرمز,زرد,نارنجی,سبز,سفید,سپید,مشکی,سیاه,بنفش,,
ارسال توسط سورنا

به نام خدا

 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 


مادر ای طراوت بهاران و ای هستی بخش زندگانیم

تو را چه بنامم و وصفت چه بخوانم که بیکران آسمانها و دریاها

و هرچه در اوست در پیش نام تو کوچکند و عزیز



تاریخ: شنبه 30 فروردين 1393برچسب:روز مادر,روز زن,,
ارسال توسط سورنا

به نام خدا

 

چه باید کرد؟؟؟.........
مقصر کیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مقصر ماییم ........ که باور کردیم .......... شیعه ... سنی ..... ارمنی ..... زرتشتی ......... یهودی .......... صابِیی ...........
و باور نکردیم .............. نه بهتر است بگویم .......... یادمان رفت که ایرانی هستیم ............
از نسل مردان و زنان بزرگ تاریخ : زرتشت ، کیومرث ، گرشاسب ، ایرج ، فریدون ،نریمان ، سام ، زال ، رستم دستان ، هخامنش ، داریوش بزرگ ، خشایارشا "کسی که بزگترین لشگرکشی جهان را انجام داد، کسی که حتی کمترین سربازش سواد خواندن و نوشتن داشت " ؛ انوشیروان دادگر ؛ و ذر پایان فخر گیتی ، ابرمرد تایخ ، یگانه گستراننده عدل و داد و یکتا سراینده حقوق بشر کورش همیشه بزرگ ...........
و ایرانی باش ای ایرانی نه متعصب به دین و مذهبی که برای گمراهی ما به بیراهه رفته!!!!!!!!!!
 
دوست ندارم پست غمگین بذارم اما واقعا خیلی ناراحت شدم این خبرو خوندم!
اون برادر ما بود...بخاطر ما اونجا بود...حقش این نبود...
بدجوری بغض دارم
همین!
:(

دوست ندارم پست غمگین بذارم اما واقعا خیلی ناراحت شدم این خبرو خوندم!
اون برادر ما بود...بخاطر ما اونجا بود...حقش این نبود...
بدجوری بغض دارم
همین!




تاریخ: سه شنبه 5 فروردين 1393برچسب:سرباز,سربازها,سربازان,سرباز میهن,سرباز وطن,کورش,,
ارسال توسط سورنا

 

به نام خدا

 




تاریخ: چهار شنبه 16 مرداد 1392برچسب:عید,سعید,فطر,عید فطر,عید سعید فطر,,
ارسال توسط سورنا

 

به نام خدا




ارسال توسط سورنا

 

به نام خدا

 

خبرنگار امرداد - نگار پاكدل :

سندي تازه پيدا شده، نشان از آن دارد كه عرب‌ها همين ١٢٠ سال پيش هنوز دندان طمع براي داشتن و جعل نام خليج فارس تيز نكرده بودند. این سند حالا در میان کبریت‌های یک مجموعه‌دار پیدا شده است. «احمد ایلیات کاشانی»، مردی که 30 سال از عمر خود را صرف جمع‌آوري کبریت کرده است، آن هم کبریت‎های سلطنتی. اما یک کبریت با نام «کبریت سلطنتی بین‌المللی‌» در مجموعه‌ي اوست که سرآمد همه‌ي کبریت‌هاست. این اثر کم‌مانند که به پرچم زیبای ایران مزین است، برپايه‌ي پژوهش‌هاي کاشانی، 120 سال پیش در کشور چک‌اٌسلواکی پيشين تولید شده و تنها چهار نمونه از آن در دنیا وجود دارد.
به گزارش میراث فرهنگی: روی کبریت، تصویر یک زن ایرانی با دامنی سبز دیده می‌شود. پيرامون آن، دریای‌مازندران و خلیج‌فارس به همراه پنج استان جاي گرفته ‌است. گفته می‌شود، این نقشه کوچک‌ترین نقشه‌ي کشف شده‌ي ایران است که با آب و طلا و رنگ ساخته شده و کار دست است. قرار است تصویر این سند به زودی در کتاب انجمن مجموعه‌داران ایران منتشر شود. گفتني است؛ کبریت‌های مشابه کشورهای دیگر که به كوشش همین کمپانی تولید شده عکس پادشاهان و رهبران را داراست و تنها کبریت ایران است که به جای تصویر پادشاه، نقشه‌ي کشور روي آن طراحی شده ‌است.
اين مجموعه‌دار درباره‌ي قيمت خريد اين كبريت مي‌گويد: «این کبریت یک اثر تاریخی و سندی برای خلیج فارس است. بیش‌تر این کبریت‌ها در حراج ساتبی فروخته می‌شود. قیمت پایه از 1000 دلار شروع و گاهی تا 100هزار دلار هم می‌رسد.»
مي‌گويد؛ اين كبريت در دنيا خريداران زيادي دارد براي نمونه؛ پیشنهادهای زیادی از کشورهای عربی برای فروش داشته‌ام كه نپذيرفتم. از دبی، برج جمال‌عبدالناصر و عربستان پیشنهاد فروش اين كبريت را داشتم اما از آن‌جا كه این آثار متعلق به ایران و ایرانی‌هاست و باید در کشور نگهداری شود آن‌ها را نفروختم. اما فضایی در اختیار ندارم و مجبورم كه اين گنجینه‌ها را به‌گونه‌ی خصوصی نگهداری می‌کنم.
او كه مجموعه‌دار كبريت و عكس است مي‌‌گويد از آن رو به گردآوری اين مجموعه روي آوردم كه: «این كبريت و عكس، کم‌تر مورد توجه مجموعه‌داران‌اند اما از مهم‌ترین اشیا قیمتی هستند. کبریت به خاطر زیبایی‌هایی که دارد، کمپانی‌هایی که كبريت را تولید می‌کردند، پيش از جراید، سینما و تلویزیون به عنوان رسانه‌ي تبلیغاتی به آن نگاه می‌کردند و براي كبريت‌ها تصاوير خوبي برمي‌گزيدند. تاریخچه‌ي آغاز کبریت‌سازی ایران را از کبریت‌هایی با نشان پرچم ایران- روس که در روسیه تولید می‌شده مي‌توان دانست. بعدها کبریت با امضا ناصرالدین‌شاه در ایران تولید شد، سپس کارخانه به تهران آورده شد و پرچم روسیه حذف و پس از آن کبریت با نشان شیر و خورشید تولید شد.»
با گله مي‌گويد: «90درصد هزینه‌های فرهنگی در ایران به هدر می‌رود و ثمربخش نیست به یک شوند(:دلیل)، آن هم این است که افراد متخصص در راس، این برنامه‌ها را دنبال نمی‌کنند. مشکل میراث‌فرهنگی این است که بودجه در دست کسانی است که آن را به هدر می‌دهند. من یک شاگرد فرش فروش بودم و تنها با عقلانیت و پژوهش به این نتیجه رسیدم و دو آرشیو ملی برای ایران درست کردم (آرشیو عکس و کبریت). خواسته‌ي ما مجموعه‌دارها از دولت این است که حمایتمان کنند البته اين‌را بگويم كه هیچ پولی از دولت نمی‌خواهيم، کمک هم خواهيم کرد. به سازمان میراث فرهنگی کمک می‌کنيم هرچه آن‌ها آورده داشته باشند، در «انجمن مجموعه‌داران»، ده برابر خدمات خواهیم داد، به شرط این‌که حسن نیت داشته باشند. ما انتظار داریم به سمت ایجاد موزه‌های خصوصی برویم به اين خاطر كه عامل ترویج گردشگری می‌شود. يك موزه مي‌تواند از میراث‌تاریخی حفاظت و شغل ایجاد کند.»
مي‌گويد: «من جز كبريت مجموعه‌ي كاملي هم از عكس دارم. در مجموعه‌ی من، عکس‌های سلاطین ایران، مردان سیاسی، مردان بین‌المللی دوره‌ي قاجار و پهلوی نخست موجود است. همه‌ی عکس‌ها اصل‌اند. آرشیو بین‌المللی من مربوط به دوره‌ی پهلوی نخست است که شروع پایه‌های کارخانه‌ها، تصاویر بناهای تاریخی که ويران و یا نابود شده‌اند را پيش از نابودی و پس از نابودی در اختیار دارم.»
اين مجموعه‌دار سه‌هزار قطعه عکس تاریخي و 80 هزار اسلاید دارد و مي‌گويد؛ اگر سازمان میراث‌فرهنگی کمک کند دنبال ساخت موزه‌ي ملی عکس ایران هستم. به باور من، هر ایرانی بايد یک کار ملی انجام دهد و آرشیو من هم مربوط به ملت ایران است.
در کشور ما برخی علاقه‌ها ناديده گرفته مي‌شود و این ناديده گرفته شدن هم از سوی دولت و هم ملت بوده است. مجموعه‌داری خصوصی از این دست دل‌مشغولی‌هاست که افراد اندکی در جامعه به آن روي مي‌آورند‌. احمد ایلیات کاشانی اما نگاه دیگری دارد این مجموعه‌دار همه‌ي دارایی‌اش را فروخته و مجموعه‌ای بزرگ و كم‌مانند از کبریت و عکس را گردآوری کرده ‌است. او با این‌که این روزها مستاجر است اما باور دارد که مردم باید از این مجموعه استفاده کنند اما فضایی برای ارايه و نمایش آثارش وجود ندارد. ایلیات کاشانی سی‌سال از عمر خود را برای گردآوری مجموعه‌اش صرف کرده و در دو زمینه‌ي عکس‌های تاریخی و کبریت فعالیت دارد. اين مرد که بزرگترین مجموعه‌ی کبریت ایران را دارد و مجموعه‌اش حتا با بزرگترین مجموعه‌داران بزرگ دنیا رقابت می‌کند.

 




تاریخ: دو شنبه 7 مرداد 1392برچسب:کبریت,,
ارسال توسط سورنا
ارسال توسط سورنا

به نام خدا

 

پيروزی شاه‌عباس صفوی بر «اوزبكان» و «عثمانيان»

 شاه‌عباس(996 – 1038مهی)
آناهيتا كاوياني :
«شاه‌عباس» از بزرگ‌ترين شهرياران روزگار صفويه است. او در روزگاري آشفته، در «قزوين» بر تخت نشست. شاه‌صفوی در آن‌هنگام با دو دشمن ستيزه‌جو در خاور(:شرق) و باختر(:غرب) روبه‌رو بود؛ از آن‌رو دريافت كه همزمان نمي‌تواند با هر دو پيكار كند. اوزبكان بر بخش‌هايي از خراسان دست يافته بودند و عثماني‌ها نيز گرجستان و ارمنستان تا آذربايجان و كردستان و كرمانشاه را گرفته بودند؛ بنابراين او نخست با پذيرش پيمان‌نامه‌ي(استانبول اول999) از سوی عثماني‌ها، از جنگ چشم پوشيد و به شتاب،  سركوبي اوزبكان را آغاز كرد. پس از نبردهای سخت با آن‌ها سرانجام در هرات در جنگ «رباط پريان» آن‌ها را براي هميشه از ايران بيرون‌ راند.( سال1007 مهي) در همين سال دو برادر انگليسي به نام «رابرت شرلي» و «آنتوني شرلي» در قزوين به نزد شاه آمدند. شاه پس از چندي براي فراهم كردن ابزار و توپ‌هاي جنگي آتشين از آن‌ها سود جست. در پايان همين سال، سامان سپاه پيشين (7تيره‌ي قزلباش) را كه نيرويي به‌هم زد و خودسَر شده بودند را برهم زد و سپاهي نوين به نام شاهسَون(:دوستدار شاه) را فراهم ساخت.
به فرمان شاه «آنتوني شرلي» به همراه «حسين علي‌بيک» به دربارهاي اروپايي رفتند. انگيزه‌ي آن‌ها نخست اين بود كه پادشاهان اروپا را در برابر عثماني با  خود هم‌پيمان كنند، همچنين درباره‌ي فروش ابريشمِ ايران با آن‌ها گفت‌وگوهايي آغاز كنند. در سال1009 مهي «الله‌ورديخان» خوانين لار را كه با پرتغالي‌ها همكاري داشتند سركوب و «بحرين» را گرفت. در سال1011 مهی شاه‌‌عباس «ايروان» را به‌ خاک ايران افزود. در همين زمان «چغال‌اوغلی» برای جلوگيری از پيشرفت شاه‌ ايران، از سوی پادشاه عثماني، به گردآوری سپاه پرداخت كه به سختی شكست خورد. پس از يك‌سال، شاه‌عباس شهرهای گنجه(1)، تفليس، باكو، دربند، شماخی، دياربكر و موصل را به خاك ايران بازگرداند. در سال1006مهي، شاه «رابرت‌شرلي» را نيز به اروپا فرستاد و در كشورهاي آلمان، ايتاليا و انگلستان با پادشاهان اين كشور گفت‌گوهايي را آغاز كرد. در سال1017مهي به فرمان «سلطان احمدخان» پادشاه عثمانی، نخست‌وزير(صدراعظم) او «مرادپاشا» تبريز را گرفت؛ باز(:ليكن) پس از اندك‌زمانی شكست خورد و به خاک عثمانی برگشت. در سال1020‌مهي ميان ايران و عثماني پيمان دوستي بسته شد و بر اين‌پايه، دولت عثماني از همه‌ي‌ سرزمين‌هاي بخش باختري ايران چشم پوشيد و شاه‌عباس هم پذيرفت ساليانه 200 بار ابريشم به دربار عثماني بفرستد. در همين سال به فرمان شاه بندر «فرح‌آباد» ساخته شد.
در سال 1021 مهي شاه‌عباس براي سركوبي «تهمورس‌خان‌ گرجي» به گرجستان رفت. تهمورس‌خان كه تاب پايداري در خود نديد از سلطان عثماني ياري خواست. در سال 1023مهي «امام قليخان» فرزند الله‌ورديخان، بندر گمبرون را گشود، دژ(:قلعه) پرتغالي‌ها را خراب كرد و به جاي آن «بندرعباس» كنوني را ساخت.
در سال‌1024مهي شاه‌عباس بار ديگر براي سركوبي تهمورس‌خان گرجي به سوي درياچه‌ي «گوگچه» رهسپار شد. او نخست براي پيكار با «محمد‌پاشا» سردار سلطان احمد‌خان كه به ياري تهمورس‌خان آمده بود به تفليس رفت. سرانجام در ايروان سپاهيان محمدپاشا را شكست داد و اين سردار ناچار درخواست آشتي كرد. در همين سال رابرت شرلي فرستاده‌ي شاه به اسپهان بازگشت. در سال 1027مهي پس از درگذشت سلطان احمد‌خان، «خليل‌پاشا» به فرمان «عثمان‌خان‌ثاني» به انديشه‌ي گرفتن تبريز افتاد! سرانجام در نزديكي «شبلي» سپاه وي از سپاهيان شاه‌عباس به سختي شكست خورد. پس از اين، در سال1028 مهي، بار ديگر پيمان‌نامه‌ي دوستي ميان دو سو بسته و بر ‌پايه‌ی آن نوشته شد كه؛ مرزهای ميان دو كشور همان مرزهای زمان «شاه‌ تهماسب‌اول» باشد، افزون برآن پادشاه ايران سالی100 بار ابريشم به عثمانی بدهد.
در سال1030مهی، كشتي‌های كمپاني هند‌‌ خاوری انگليس، «پرتغالي‌ها» را در بندر جاسک شكست دادند. در پي اين پيشامدها به فرمان شاه‌عباس، امام‌قلي‌خان در برابر پرتغالي‌ها با نمايندگان انگليسي به گفت‌وگو پرداخت و سرانجام با بيم دادن و پا درمياني امام‌قلي‌خان در ميناب، پيمانی ميان آن‌ها بسته شد. بر اين‌پايه مي‌بايست سپاه ايران از خشكي و نيروي دريايي انگليسي از راه دريا به قشم و هرمز يورش برند. پس از آن امام‌قلي‌خان، قشم را گشود. در سال1031مهي نيروهاي ايران و انگليس، دژ هرمز را پس از گذشت يك سده از دست پرتغالي‌ها بيرون بردند. در سال1023مهي، شاه‌عباس به عراق‌عرب(2) لشكر كشيد و «بغداد» به خاك ايران پيوست. در سال1033مهي به فرمان سلطان «مراد‌خان‌چهارم»، «حافظ احمدپاشا» در پي آن شد تا بغداد را از خاك ايران جدا كند كه شكست سختي خورد. شاه‌عباس در سال 1038مهي در اشرف(بهشهر كنوني) درگذشت.
زيرنويس:
1- گنجه: در شمال‌باختريی جمهوری آذربایجان
2 - در سده‌های نخستِ پس از اسلام و روزگار اموی و عباسی، به بخش کوهستانی باختر ایران، «جبال» (کوه‌ها یا رشته‌کوه) می‌گفتند. كه ميان دو بخش «عراق‌عرب» (عراق‌کنونی) و «عراق‌عجم» (اصفهان و ری) جاي داشت. سعید نفیسی، نيز جبال را ميان بغداد، فارس، کرمان، خراسان، آذربایجان، خوزستان، طبرستان می‌داند و بخش‌هاي آن را شهرهاي همدان، ری، نهاوند، سمنان، دامغان، قزوین، کاشان و قم و اصفهان می‌داند
ياري‌نامه:
1 - بيات، عزيزالله – كليات تاريخ تطبيقي ايران- نشر اميركبير- چاپ‌نخست: تهران1377
2- شعباني، رضا- مروري كوتاه بر تاريخ ايران(از آغاز مادها تا پايان قاجاريه)- نشرسخن- چاپ‌نخست1380
3- نفیسی، سعید، بابک خرمدین؛ دلاورآذربایجان، به كوشش عبدالکریم جریزه‌دار، نشرخوارزمی، تهران1330
4 – نوايي، عبدالحسين- روابط سياسی و اقتصادی ايران در دوره صفويه- نشر سمت- تهران



ارسال توسط سورنا

 



ادامه مطلب...
تاریخ: دو شنبه 7 مرداد 1392برچسب:دژ,دژ دختر,پیروز آباد,گنبددار,گنبد,,
ارسال توسط سورنا

به نام خدا

 

http://www.picture.marshalclub.org/Archive/2013/7/29/Ghadr.jpg




ارسال توسط سورنا

 

به نام خدا

 

 برکه ای مرموز و مرگبار در ایران

 در ایران، مناطقی وجود دارد که مرموز و ترسناک به شمار می روند. در دل این مناطق، رازها و اسراری وجود دارد که سفر به آنها را، برای دیگران، همراه با ترس و وحشت می سازد. از این به بعد و در این صفحه، چنین مناطقی را معرفی خواهیم کرد. البته گزارش هایی از این مناطق، پیش از این نیز در سرنخ کار شده؛ اما از این پس، چنین گزارش هایی را در این صفحه دنبال خواهید کرد. اگر در محل زندگی شما هم چنین مناطق وحشتناکی وجود دارند، ما را بی خبر نگذارید.

 

 

برکه مرموز
لابد تا به حال، داستان های ترسناک زیادی خوانده اید که محوریت آنها، مناطق و اماکن متروکه و رازآلود بوده. البته اینها، همه اش داستان است اما گاهی وقت ها نیز، چنین مناطقی واقعا وجود دارند. مثل ماجرای برکه مرگ گدر استان فارس. برکه ای که یک جور زیبای وحشی بوده؛ و تصاویر دل انگیزش هر بیننده ای را مسحور خودش می کرد اما تا به حال، جان ۱۲ نفر را گرفته. قدیمی ها، به این منطقه کراز می گفتند. برکه کراز، در ۲۰ کیلومتری بوانات واقع شده. زیبایی ها و هوس شنا کردن در برکه ای خنک، خیلی ها را وسوسه می کرد؛ وسوسه ای که برای ۱۲ نفر به قیمت مرگ تمام شده و خیلی های دیگر را هم تا یکقدمی مرگ برد، ولی … اهالی تا مدت ها، از راز نیروی مغناطیسی موجود در دل این برکه خبر نداشتند؛ فکر می کردند که لابد کسانی که به دل آن رفته و برنگشته اند، شنا بلد نبوده اند. البته ادعای بلد نبودن شنا، آن هم در برکه ای با عمق یک و نیم متر، دلیل جالبی برای غرق شدن نمی تواند باشد اما وقتی که جنازه یک شناگر کارکشته، روی دست برکه ماند، دیگر برای اهالی قطعی شد که برکه کراز، رازی دارد. با ما همراه شوید تا از رازهای این منطقه مرموز باخبر شوید.

منطقه کراز را مردم شهرستان بوانات و اهالی روستاهای آن خوب می شناسند. این منطقه طبیعت بکر و دست نخورده ای دارد که همه اهالی برای تفریح و تفرج به آنجا می روند. «در این مکان علاوه بر درختان زیبا، چشمه ای وجود دارد که از بالای کوه سرازیر است. آب چشمه در ادامه مسیر خود، آبشار زیبایی نیز به وجود آورده که هر بیننده ای را مجذوب خود می کند.»

اینها حرف هایی است که مجتبی حسام پور از اهالی این شهرستان به زبان می آورد، به گفته حسام پور، با نزدیک شدن به این مکان تفریحی، اولین چیزی که چشمنوازی می کند، آبشاری است که از دل کوه بیرون آمده و ۴ متر ارتفاع دارد. همه کسانی که به کراز می آیند، اول نزدیک آبشار می شوند تا از دیدن یک منظره زیبا لذت ببرند، «ابتدا آبشار مثل آهنربا عمل می کندو مردم را به طرف خودش می کشاند اما همین که نزدیک می شوند با دیدن یک چیز زیباتر آبشار فراموش می شود تا آنجا که حتی فرصت نمی کنند نگاهی به آبشار بیندازند. این جاذبه دل انگیز، برکه ای است که در پای آبشار به وجود آمده.»

اکثر اوقات، خیلی از اهالی این منطقه به کراز می روند تا روزی به یادماندنی را در کنار خانواده شان سپری کنند اما همیشه منطقه کراز اینقدر آرام نیست، بعضی وقت ها اتفاق های عجیب و وحشتناکی نیز در آ« رخ می دهد که همه را شگفت زده می کند، گروه هایی به این منطقه سفر کرده اند که بعد از بازگشت، همیشه به خود می گفتند ای کاش هیچ وقت پایشان به اینجا باز نشده بود. «تا چند سال پیش برکه ای وجود نداشت اما از زمانی که آبشار ارتفاعش بیشتر شد، به علت گود شدن زمین و جمع شدن آب در پای آبشار، برکه ای کوچک و بیضی شکل به وجود آمد. نمی دانم چرا با اینکه آب آبشار از ارتفاع زیاد به درون برکه می ریخت، تلاطمی نداشت و در اوج ناباوری به یکباره آبشار خروشان به آبی راکد و بی حرکت تبدیل می شد.»

به گفته آقا مجتبی، ماجرا از ۱۲ سال پیش شروع شد؛ درست زمانی که چند نوجوان قصد شنا کردن در برکه را کردند. با اینکه عمق برکه در جاهای عمیق نهایتا به یک متر و نیم می رسید، یکی از نوجوانان در این برکه غرق شد، «فصل تابستان زمانی بود که بیشتر تمایل به شنا کردن در این استخر طبیعی به وجود می آمد، به خصوص در میان روستایی هایی که اطراف کراز زندگی می کردند اما غرق شدن در برکه همه را متعجب کرد. هیچ کس حتی تصورش را نمی کرد که کسی در این مکان غرق شود.»

همه احتمال دادند که یک بدشانسی یا بی تجربگی در شنا کردن باعث این اتفاق شوم شده اما این ماجرا ادامه پیدا کرد تا آنجا که هر سال این برکه کوچک، جان چند نفر را می گرفت و اهالی تصور می کردند این غرق شدن ها، دلیلش بی تجربگی شناگران است.

ماجراجویی خطرناک

یکی از روستاییانی که در برکه کراز خیلی شنا کرده، آقا مهدی است. او معتقد است همه جای برکه خطرناک نیست. آقا مهدی اولین کسی است که ادعا کرد برکه، عامل مرگ شناگران است، نه بی تجربگی شناگران، «بارها که به همراه دوستانم در برکه شنا می کردم هیچ اتفاقی برایمان نمی افتاد اما یک روز که در حال شنا در برکه بودم، تصمیم گرفتم در گوشه ای از برکه شنا کنم که تا به حال به آنجا نرفته بودم. حس کنجکاوی مرا به آنجا کشاند. آرام آرام در آن مکان شنا می کردم. راستش را بخواهید بدم نمی آمد کمی شیطنت کنم و با یک شیرجه ناگهانی، از زیر آب باخبر شوم. اصلا تصورش را نمی کردم چه اتفاقی در زیر آب ممکن است برایم بیفتد.»

به گفته آقا مهدی، در همان گوشه برکه، سنگی قرار داشت که قسمت خیلی کوچکی از این سنگ بیرون از آب بود، «من با قرار گرفتن روی سنگ، شیرجه جانانه ای زدم. وقتی زیر آب رفتم متوجه شدم که قسمت خیلی بزرگتری از این سنگ زیر آب قرار دارد. در زیر سنگ حفره ای وجود داشت که از آب پر شده بود. در اطراف تخته سنگ، برکه عمیق تر می شد و عمقش به ۲ و نیم متر هم می رسید. طاقت نیاوردم و خواستم کمی ماجراجویی کنم. به طرف حفره رفتم. این درحالی بود که احساس می کردم نیرویی علاوه بر حس ماجراجویانه ام، مرا به طرف تخته سنگ می کشاند. در همین هنگام بود که ناگهان احساس رخوت کردم. کمی دست و پا که زدم، متوجه شدم توانم گرفته شده، هر چه به طرف حفره می رفتم کارم سخت تر و تکان خوردن برایم دشوارتر می شد اما هنوز به حفره نرسیده بودم که احساس کردم حفره دارد فریبم می دهد و راهی که می روم برگشتی ندارد.

شناگری که قربانی چشمه شد

حرف های آقا مهدی برای اهالی باور کردنی نبود، روستاییان به شنا کردن در برکه ادامه دادند تا اینکه دوباره همان اتفاق ترسناک همیشگی رخ داد. حسام پور در این باره می گوید: «بعد از حرف های مهدی تا دو سال هیچ اتفاقی نیفتاد، تا اینکه تابستان گذشته، برکه دوباره قربانی گرفت. این بار قربانی، یکی از شناگران کارکشته بود. این اتفاق باعث شد ماجرای برکه دوباره سر زبان ها بیفتد. شناگری که جان باخت یکی از دوستان نزدیکم بود که ورزش شنا را به صورت حرفه ای دنبال می کرد. همه اهالی شکی نداشتند که او شناگر قابلی است. جالب اینجاست که او قبل از غرق شدنش بارها در برکه شنا کرده و هیچ اتفاقی برایش نیفتاده بود. در آن روزوحشتناک، او با دوستانش به شنا رفتند. احتمالا او هم مانند مهدی کنجکاو شده بود چرا که از روی همان تخته سنگی که مهدی درباره اش می گفت شیرجه زد.»

دوستان او بعد از ماجرای غرق شدنش گفتند که کمی طول کشید و از او خبری نشد. ما اعتنا نکردیم چون او را خوب می شناختیم؛ او استاد شنا و زیر آبی رفتن بود. همیشه کارش این بود که مدت زیادی بعد از شیرجه در زیر آب بماند تا آنجا که خیلی وقت ها طول و عرض استخر یا برکه را زیر آبی طی می کرد.»

به گفته مجتبی؛ دقیقه هات سپری شد و خبری از مرد جوان نشد؛ همه نگران شده بودند. تا بچه ها آمدند دست به کار شوند، جسم بی جان او به روی آب آمد. دیگر کار از کار گذشته بود.

فاش شدن راز مرگبار

با غرق شدن یک شناگر قابل، همه به یاد حرف های مهدی افتادند که می گفت رازی در دل برکه پنهان است به همین خاطر اهالی دست به کار شدند. آنها برای پرده برداشتن از این راز برکه راهی کرزای شدند. «با تحقیقاتی که کارشناسان در زیر آب انجام دادند متوجه شدند آبی که از طریق آبشار به برکه می ریزد با اینکه در سطح برکه هیچگونه حرکتی ندارد اما در کف برکه حرکت دورانی پیدا می کند. این حالت در اطراف حفره تشدید می شود می شود و مثل یک گرداب عمل می کند. هر شناگری که به حفره نزدیک شود، جریان دورانی آب او را به درون حفره می کشاند و پس از گرفتن انرژی و توانش او را غرق می کند. حالا فرقی نمی کند شناگر قابلی باشد یا نباشد.»

این راز مرگبار تا به حال جان ۱۲ نفر را، آن هم در برکه ای که کسی اصلا فکرش را نمی کرد قادر به غرق کردن کسی باشد، گرفته بود. روستاییان با فاش شدن راز هولناک برکه مرگ، بیکار ننشستند. آنها دست به کار شدند و از زیبایی برکه چشم پوشیدند و آن را برای همیشه از میان بردند تا دیگر شاهد چنین اتفاق های ناگواری نباشند. با آنکه حالا شش ماهی می شود که دیگر برکه ای وجود ندارد اما راز قربانیان آن، هنوز نقل محافل اهالی این منطقه است.




ارسال توسط سورنا

به نام خدا

 

 سیدمحمد خامنه‌ای: کورش و فرزندش، توحید را گسترش دادند

آیت الله سیدمحمد خامنه ای رئیس بنیاد ایرانشناسی با بیان اینکه در ایران قدیم، چه دولت های آریایی و چه دولتهای بومی ایرانی، همه پایه‌ گذار فرهنگ‌های غنی و تولید علم و هنر و نوعاً مروج توحید و اخلاق بوده‌اند گفت: کورش و فرزندش با جهاد فرهنگی به ظاهر نظامی خود، توحید را در بین‌النهرین…

iranvij_4834702478آیت الله سیدمحمد خامنه ای رئیس بنیاد ایرانشناسی با بیان اینکه در ایران قدیم، چه دولت های آریایی و چه دولتهای بومی ایرانی، همه پایه‌ گذار فرهنگ‌های غنی و تولید علم و هنر و نوعاً مروج توحید و اخلاق بوده‌اند گفت: کورش و فرزندش با جهاد فرهنگی به ظاهر نظامی خود، توحید را در بین‌النهرین و سومر و مصر و آتن گسترش دادند.

به گزارش ایران ویج به نقل از ایرنا، ایران از زمان پیش از تاریخ یعنی قرن ها پیش از آنکه اولین تمدن ها درحوالی بین النهرین سر برآورند محل سکونت انسان ها بوده است.اولین بیانیه حقوق بشر در جهان متعلق به کوروش کبیر از پادشاهان ایرانی است. در طول دوره ساسانیان فرهنگ ایرانی،مناطقی بسیار فراترازمرزهای این امپراتوری را تحت تأثیر قرار داد.به طوری که این تأثیر به اروپای غربی، آفریقا، چین و هند می رسد و نقش برجسته ای را در شکل دادن به هنر قرون وسطایی هم در اروپا و هم در آسیا ایفا می کند.

بعد از ورود اسلام به ایران و آمیختن دو عنصر اسلامیت و ایرانیت، ادبیات، فلسفه، پزشکی و هنر ایرانی فرصت بروز و ظهور بیشتر یافتند و در طول این دوره، دانشمندان ایرانی یک عصر طلایی را به ایجاد کردند.

هویت ملی از جمله موضوعاتی است که مورد تاکید مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای(مدظله العالی) است و معظم له در تاریخ ۱۸ دی ۱۳۸۲ در دیدار اقشار مختلف مردم قم در این باره فرمودند: ملت ایران ملتی است مستقل، آزاد، هوشمند و به شدّت به هویّت ملی و اسلامی خود علاقه مند.

در همین راستا، خبرنگار ایرنا، گفت وگوی مفصلی با آیت الله سید محمد خامنه ای از مبارزین پیش از انقلاب، عضو شورای تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی، رئیس بنیاد ایران شناسی و رئیس بنیاد حکمت اسلامی صدرا انجام داده است.

محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهوری اسلامی ایران در ۱۷ تیرماه سال۱۳۹۲، طی حکمی آیت‌الله خامنه‌ای را به ریاست بنیاد ایران شناسی منصوب کرد.

مشروح مصاحبه ایرنا با رئیس بنیاد ایران شناسی در زیر آمده است:

** به عنوان رئیس بنیاد ایران شناسی که عهده‌دار معرفی ایران و بیان هویت ایرانی و ملی می باشد، تعریف شما از هویت ایرانی و ملی چیست؟

«سرزمین ایران یکی از چند سرزمین انگشت‌شماری است که پایه‌گذار تمدن بشری و موجب رشد و توسعه حکمت و اندیشه و علوم در سراسر جهان بوده‌اند و تمدن و دانش امروز جهان بویژه در غرب مرهون خدمات ایران و این چند کشور است و به همین دلیل ایران و این چند کشور که از جمله هند و عراق و مصر و چین می باشند، حق بزرگی بر دنیای دیروز و امروز و فردا دارند.
غربی ها درباره نقش همه این چند کشور کتاب ها نوشته‌اند و شرح ها داده‌اند و معرّفی ها کرده‌اند اما وقتی به ایران که به نظر ما نقش مادری همه تمدنهای قدیم را داشته، رسیدند به دلایلی سیاسی ـ که در واقع به سبب شناخت واقعی آنها از قدرت فرهنگ ایران و ترس از هویت پیچیده و توفان زای تاریخی آن است ـ سعی در سکوت و مخفی کاری کرده‌اند و به جز کارویا اعتراف چند محقق ایران شناس یا باستان شناس غربی عمدتاً اهمیت نقش ایران و ایرانی را پنهان کرده اند و این به دلیل همان شناختی است که از هویت و منش ملت ایران داشته ‌اند و همیشه از ستیز و مقاومت و قدرت پنهان ملی این ملت بزرگ بیمناک بوده‌اند و بویژه در این یکصد ساله اخیر کوشیده‌اند که مردم ایران را از سابقه تاریخی با شکوهشان، چه در حوزه اسلام و چه پیش از اسلام، دور و غافل نگهدارند و به آنها تلقین کنند که هویت و فرهنگ ملی ندارند و باید از فرهنگ غربی پیروی کنند ومستعمره فکری و فرهنگی آنها باشند.
علاوه بر اینها، هویّت هر کس، واقعیت و حقیقت اوست که به سابقه تاریخی و نقش گذشته و امروزی او مربوط می شود، و اگرچه تعلق به سرزمین و مرزهای جغرافیایی هم در هویت ملل مؤثر است ولی عمده هویت انسان چه فردی و چه ملی، بسته به مرزها و قلمرو فرهنگی و اعتقادی او از یکطرف و از طرف دیگر کارکرد و نقش او در خدمت‌رسانی به بشریت و جوامع دیگر است.
مثلاً امروز به ظاهر، مردم ما علوم را از غرب فرامی گیرند ولی مایه اصلی این علوم را غرب (اروپا و بویژه ایتالیا و فرانسه قرون وسطی) از مسلمانان اندلس (اسپانیای کنونی) گرفته‌اند که طبق تحقیق، بیشتر آنها از شیعیان و باطنیه اهل ایران بودند (غربیها به عمد یا به اشتباه آنها را اَعراب وانمود می کنند).
در ایران قدیم هم، چه دولت های آریایی و چه دولتهای بومی ایرانی (مثل عیلامی ها یا کاسپین های شمال یا تمدن های مانائی و نواحی مرکزی در کاشان و کرمان) همه، پایه‌ گذار فرهنگهای غنی و تولید علم و هنر و نوعاً مروج توحید و اخلاق بوده‌اند. مثلاً کورش و فرزندش با جهاد فرهنگی به ظاهر نظامی خود، توحید را در بین‌النهرین و سومر و مصر و آتن (یونان) گسترش دادند و روحانیون آن زمان هم بزرگترین دانشمندان علوم مختلف و فیلسوفان عصر خود بودند.
همه این سوابق در هویت ملی هر ایرانی ثبت شده و وجود دارد و می شود به آنها افتخار کرد. نسبت فکری و روحی و فرهنگی ملت ایران همه به آن سوابق برمی گردد و از این روست که شناسنامه تاریخی هر ایرانی، هزاران سال فرهنگ و سابقه درخشان را در خود دارد. در کشفیاتی که اخیراً در حفاری های زاگرس مرکزی انجام شد آثاری یافت شد که متعلق به دوازده هزار سال پیش بود. پیش از شهر سوخته و ناحیه سیلک و نقاط دیگر را که تا نزدیک ۱۰ هزار سال حدس میزدند، در آنجا تمدن وجود داشته و مردمی ساکن بوده‌اند و کشاورزی داشته‌اند.
این تاریخ را اگر با به اصطلاح قدیمی ترین تمدن ها مثل مصر پنج هزار سال، بین النهرین شش هزار تا شش هزار و پانصد سال و هند آریایی حدود چهارهزار تا چهار هزار و پانصد سال مقایسه کنید، سابقه تمدن ایرانی روشن تر می شود.
ملت ایران به دلیل همین رشد فکری ایرانی و فرهنگ و هوش مثبتی که داشت، زودتر از ملل دیگر اسلام را شناخت و حتی پیش از نفوذ لشگر مسلمین به ایران، اسلام را پذیرا شد و جای شگفتی ندارد اگر روحانیون زرتشتی آن زمان زودتر از مردم دیگر به اسلام روی آوردند که مشهورترین آنها سلمان (روزبه) فارسی است که خود او از طایفه مغان و از روحانیون بزرگ بود.
فرهنگ و معارف اسلامی، شتاب و رشد شعور عالی ایرانی ها را بیشتر کرد و اتفاقی نیست اگر می‌ بینیم بزرگترین فیلسوفان و دانشمندان و پزشکان و منجمان تاریخ اسلام همه ایرانی هستند وبیشترین قرآن‌شناسان و حدیث‌شناسان و پایه‌گذاران ادبیات عرب هم ایرانی می باشند.»

** نقش ایرانیان در گسترش مکتب حقه تشیع را تا چه حد موثر می دانید؟

«مردم هوشمند و فرهنگ‌ مدار ایرانی در برخورد با اسلام از یک طرف و با جریانهای اجتماعی سیاسی بعد از پیامبر از طرف دیگر، به این نتیجه رسیدند که بر اساس نص و اشارات قرآنی، اطاعت از پیامبر، اطاعت از خداست و پیروی از آن حضرت واجب است و جانشینی پیامبر بعد از او باید با نصب و تعیین پیغمبر باشد و مراجعه به آراء اشراف شهر مدینه و حتی مراجعه به افکار عمومی و رفراندوم تمام مسلمین هم درانتخاب و نصب جانشینی غیر آنچه که پیامبر منصوب کرده مؤثر و جایز نیست.
از اینرو تقریباً تا دوران امویها و حکومت اعراب اموی و عباسی در ایران تا عمق خراسان و نواحی شرقی،مردم ایران تشیع رابه عنوان اسلام اصل یا ارتدوکس پذیرفتند و پیرو اهل بیت(ع) شدند و بعد از آنکه حکومتهای اموی و عباسی برای جلوگیری از تحرکات سیاسی-نظامی پنهانی شیعه (اسماعیلیه و غیر‌اسماعیلیه) به شدت به تبلیغ علیه شیعه پرداختند؛ در سراسر ایران، طوایف و گروه های مخالف حکومت، جسته گریخته با حکومتهای محلی اعراب به معارضه و جنگ پرداختند که به غلط به آنها «شعوبیه» نام داده‌اند و گر چه شیعه بعدها به مصر و شمال آفریقا و یمن رفت ولی ایران همچنان پایگاه شیعه و مقاومت در برابر خلفای اموی و عباسی باقی ماند و حتی آنرا به شبه قاره و نقاط دیگر هم گسترش داد.»

** ایرانیت و اسلام هر دو، متقابلاً خدمات و تأثیرات قابل ‌توجهی بر یکدیگر داشتند. ضمن تشریح این خدمات، به نظر شما حذف ایرانیت از اسلام و بالعکس، به توسعه و گسترش جریانهای افراطی و تک بعدی کمک نمی کند؟

«ایرانی بودن» یعنی آلیاژی از «میراث فرهنگ و تاریخ ایران، با عقیده و فرهنگ اسلامی» و درهم جوشیده اند و این ترکیب، یک فرهنگ غیر‌قابل تجزیه بوجود آورده که تفکیک آنها قطعاً به هویت ایرانی صدمه میزند و جای پایی برای نفوذ و دخالت دشمنان سیاسی اسلام و ایران باز می کند و در این باره باید مراقب بود.
اسلام همه کمالات را چه از جهت جهان ‌بینی و چه در ابعاد حقوقی و مدیریت اجتماعی و چه در جنبه اخلاقی و تربیتی با خود داشت و حتی یک جامعه نیمه وحشی اعراب حجاز و اطراف آنرا توانست در مدت کوتاهی جهل‌زدایی کند و به مدارج عالی فرهنگی و اعتقادی برساند. اما همین اسلام وقتی به ایران رسید، اوج فرهنگ باستانی ایرانی به قدری بود که توانست ضمن استفاده‌ شایان از اسلام و فرهنگ آن، پیرایه‌هایی در زمینه‌های مختلف به آن بیافزاید و به تفسیر مجملات فرهنگ اسلامی و گسترش عرفان و معارف آن بپردازد و معارف اسلامی را با جان و دل خود بیامیزد؛ توجه ایرانیان به اهل بیت‌(ع) هم بدلیل سرچشمه و پر‌فیض بودن آنها برای ایرانیان هوشمند و پرسشگر بود.
بنابرین، نه به نفع مردم ایران دوست و وطن دوست است که فرهنگ و تاریخ خود را مستقل از اسلام بجویند و نه به سود طرفداران اسلام است که به توهم دفاع از اسلام، به سوابق پر مجد و عظمت و توحیدی و اخلاقی غنی ایران باستان حمله کنند. هر یک از ایندو برداشت غلط است و افراط و تفریط در این باب، سبب آسیب‌رسانی به هویت ایرانی و اسلامی امروز ما خواهد شد و به نفع دشمنان تمام می شود. یکی از ابزارهای دوران سلطه انگلیس و رضا شاه برای نفوذ در ایران و سلب و خلع هویت ملی مردم، دور کردن آنها از اسلام بود به صورت تبلیغ یک طرفه تاریخ و فرهنگ ایران باستان و حتی وارث او یعنی شاه منفور هم خود را وارث کورش معرفی کرد تا اثر عمیق اسلام در ایران را کمرنگ نشان دهد.»

**نقش و جایگاه بنیاد ایران‌شناسی را در شناخت بیشتر ابعاد مجهول تاریخ و هویت ایرانی چگونه می‌بینید و برنامه شما در این راستا چیست؟

«تا زمان تأسیس بنیاد ایران‌شناسی، فعالیت هایی که برای معرفی ایران بویژه در دوره باستان انجام میشد پراکنده و در مراکز مختلف بود و گاهی کارهای موازی و مکرر هم در دو مرکز مختلف انجام میشد. از این رو،تأسیس یک مرکز تخصصی به شرط آنکه فعال و پیشرو باشد و در‌جا نزند،ضروری می نمود و ابتکار مرحوم آقای حسن حبیبی در تأسیس این بنیاد بجا و قابل تحسین است.
ایران‌شناسی را نباید همان تاریخ ایران و تاریخ نگاری محض دانست بلکه باید علاوه بر آن، همه ابعاد فرهنگی و تمدن ساز آنرا هم موضوع و محور معرفی ایران قرار داد، از جمله تاریخ هنر، زبان‌شناسی، باستان‌شناسی و دین‌ شناسی و حتی نژادشناسی و بوم‌شناسی و یا حتی بخشی از مطالعات باید درباره روانشناسی اجتماعی ملل قدیم و شناخت شکل جوامع و علل جنگهای آن دوران باشد تا شناخت ما از ایران قدیم کامل شود.
در تاریخ تمدن ایران، زوایای مبهمی وجود دارد که بخشی از آن مربوط به حکومت های بومی ما‌قبل ورود آریاییها به ایران و هند است و بخشی مربوط به نحوه و تأثیرهای آریایی ها در فرهنگ و تمدن قدیم ایران و هند است. دین‌شناسی تطبیقی هم از یکطرف و مطالعات دقیقتر در دین و فلسفه زرتشت از طرف دیگر جزء نیازهای تحقیقاتی امروز ایران است که خوشبختانه بنیاد حکمت اسلامی صدرا در یک دهه اخیر به بخشی از این تحقیقات پرداخته که در آینده در دسترس محققان قرار خواهد داد.
یکی از بخش های مهم ایران‌شناسی، شناخت و پژوهش و معرفی تاریخ فلسفه و علوم در ایران قدیم است که چندان به آن توجه عمیق نشده بود و متأسفانه بیشتر ـ اگر نگوییم همه ـ تحقیقاتی که در ایران‌شناسی شده و یا درباره تاریخ تفکر فلسفی یا شناخت علوم یا هنر و ادبیات حتی فناوری در دوران باستان نوشته شده متعلق به بیگانگان است و با وجود بها دادن به فعالیتهای ذی قیمت باستان‌شناسان ایرانی در دهه‌های اخیر، عمده اطلاعات باستان‌شناسی ما هم توسط بیگانگان گردآوری شده است.
بنیاد حکمت اسلامی صدرا نزدیک به هشت سال است که با همکاری استادان محترم تاریخ و فلسفه و باستان شناسان و پژوهشگران تاریخ تمدن و فرهنگ ایران به شناخت ریشه‌های تمدن ایران قدیم و تأثیر آن در تمدنها و حکومتهای مجاور (تا برسد به یونان قدیم) پرداخته و همت گماشته و امیدوار است که با روش جدید و ابتکاری و علمی خود بتواند زوایای مبهم تاریخ در این زمینه‌ها را روشن سازد و در محافل ایران‌شناسی جهان حرف تازه و نکته جدیدی عرضه کند و با تکیه بر داده‌ها و داشته‌های ما، تمام مجهولات مربوط را که برخی از آنها حتی مورد سؤال و تحقیق هم قرار نگرفته، کشف و معرفی کند.
البته این کاوشها منحصر به تاریخ ایران قدیم نیست، مجهولات بسیاری هم در تاریخ ایران بعد از اسلام هست که از نظرها پنهان مانده و بنیاد حکمت اسلامی صدرا بدنبال تحقیق و شرح آنهاست.
اگر خداوند متعال توفیق عطا فرماید و پشتیبانیهای دولتی مادی و معنوی ادامه یابد. امیدوار هستیم، پدیده جدید و چشمگیری در عرصه تاریخ تمدن و تفکر ایران حاصل شود و هویت تاریخی ایران و ایرانی را معرفی نماید. ان‌ شاء الله.»




تاریخ: سه شنبه 1 مرداد 1392برچسب:کوروش,توحید,,
ارسال توسط سورنا

به نام خدا

 

خبرنگار امرداد - نگار پاكدل :

مدير كل ميراث‌فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري خراسان رضوی از اجرايی شدن مراحل ثبت جهانی آسبادهای نشتيفان در جريان بازديد گروه کارشناسان و متخصصان معاونت میراث‌فرهنگی و آغاز تهيه‌ی مستندات پرونده‌ی ثبت جهانی اين اثر آگاهی داد.
به گزارش مهر، «فريدون فعالي» در اين باره گفت: «این اداره‌ي کل در میان پیشنهادهای خود برای تهیه‌ي پرونده‌ي نامزدي ثبت جهانی "پرونده‌ي مجموعه آسبادهای نشتیفان" را در دستور کار خود قرار داده است.»
او همچنين افزود: «تهیه‌ي پرونده‌ي ثبتی یک اثر در سياهه‌ي آثار جهانی دارای شرایط ويژه‌اي است که برای اجرایی کردن مقدمات آن، گروهی از کارشناسان با تخصص‌های باستان‌شناسی، معماری، بافت‌های تاریخی، حريم آثار تاریخی، مردم‌شناسی و بازسازي براي تهيه‌ي مستندات و پژوهش‌هاي لازم پرونده و بررسی بیشتر اثر، از مجموعه آسبادهای نشتیفان بازدید کردند.»
اين مدير كل با اشاره به اين‌كه آسبادها  که از چشمگيرترین سازه‌های سنتی در خواف است با شكوهی بسيار از گذشته برجاي مانده است، گفت: «آن‌ها بزرگ‌ترین مجموعه‌ي خشت و گلی و چوبی بازمانده از آثار و تمدن ایرانی است که افزون‌بر عوامل گوناگون طبيعی و فرسایش و حوادث ناگوار تاریخی هنوز هم بر بلندای سرفرازی و صلابت عرض اندام می‌کنند. بيشترين و قوی‌ترین استقبال از آسبادها در منطقه‌ي پایين خواف، بادهایی است که به آن بادهای120 روزه می‌گویند.»
فعالی در ادامه افزود: «این بادها در شبانه روز با قدرت بسيار زیاد و مداوم ادامه داشته و تنها بادی است که می‌تواند آسبادها را که بر روی بلندترین نقطه ساخته مي‌شد را به چرخش درآورد.»
او همچنين يادآور شد كه: «براي بهره‌گيری از نيروی بيشتر باد، تمامی آسبادهای یک روستا را در یک محل در کنار یکدیگر با یک درازا و پهنا(:طول و عرض) و بلنداي(:ارتفاع) یک شکل روی بلندترین نقطه می‌ساختند که بيشترین آن‌ها در نشتيفان و سنگان است كه زمان ساخت آن‌ها را به دوره‌ي صفویه نسبت داده‌اند.»
فريدون فعالي در پايان گفت: «همه‌ي مطالعات و پژوهش‌ها پس از طبقه‌بندی موضوعی و عنوان در چارچوبي معین به عنوان پرونده‌ي مقدماتی با محوريت آسبادهاي نشتيفان با موضوع ثبت جهاني" آسبادهاي ايران" به دفتر ثبت‌جهانی سازمان میراث‌فرهنگی صنایع‌دستی و گردشگری کشور برای اقدامات بعدی فرستاده خواهد شد.»
آسبادها از كهن‌ترين نمونه‌هاى استفاده از نيروى طبيعت در خدمت انسان هستند كه در ايران دوهزار و ٨٠٠ سال ديرينگي دارند. مشابه آسبادهاى ايران در هلند و جاهاى ديگر اروپا هم وجود دارد و شماری بر اين باورند كه اين فناورى در دوران جنگ‌هاى صليبى از ايران به اروپا رفته است.



ارسال توسط سورنا

فرنگیس حیدرپور نامش آشنا نیست! شیرزن کرد را هم که به پسوند نامش اضافه کنی شاید کمتر کسی بداند او زنی است که با یک تبر به جنگ با سربازان عراقی در دوران دفاع مقدس رفته و اتفاقا پیروز هم شده است



ادامه مطلب...
تاریخ: سه شنبه 25 تير 1392برچسب:فرنگیس,فرنگیس حیدرپور,دفاع مقدس,,
ارسال توسط سورنا

به نام خدا

 

http://upload.tehran98.com/img1/npx0v998o54k5extcht.jpg




تاریخ: یک شنبه 26 خرداد 1392برچسب:پر,پیر,پیران,بیرحم,بی رحم,بیرحمی,بی رحمی,رزق,,
ارسال توسط سورنا

به نام خدا

 

عضویت در جذاب ترین گروه اینترنتی | Www.TodayPix.ir




تاریخ: شنبه 11 خرداد 1392برچسب:جواب خدا,استجابت,استجابت دعا,,
ارسال توسط سورنا

به نام خدا

 




تاریخ: شنبه 11 خرداد 1392برچسب:آدم های کوچک,غروب,غروب آفتاب,غروب خورشید,,
ارسال توسط سورنا

به نام خدا

 

خودروی شما کدام است؟!




تاریخ: شنبه 11 خرداد 1392برچسب:سایپا,ایرانخودرو,ایران خودرو,,
ارسال توسط سورنا


به نام خدا


خبرنگار امرداد - آفتاب یزدانی :

ژرف‌ترين آسیاب جهان که در روستای تاریخی محمدآباد میبد است به‌دنبال بارندگی‌های كنونی رو به ويراني گذارد. در پی بارندگي‌ها، آب به این آسیاب سرازیر شده و ٢٠ متر از کف آن بالاتر آمده است. رخنه‌ی آب به ويرانی بخش‌های بسیاری از بدنه و سقف این یادگار بي‌همتا شده است.



به گزارش ميراث خبر آسیاب دوسنگی میبد نمونه‌‌ي بي‌همتايي از آسیاب‌های آبی در جهان است. این آسیاب این روزها در پيِ بارندگی و نبود محافظت مناسب در آستانه‌ي ويراني است.

 امیر ترقی‌نژاد، از  دوستداران میراث فرهنگی پس از بازدید از این آسیاب تاریخی گفت: «بارندگی‌های كنوني در میبد شوند(:سبب) شده است که آب بیش از ٢٠متر از کف آسیاب بالا بیاید و بخش‌هايی از بدنه و سقف این يادمان ملی ويران شود،به گونه‌ای كه ورود به درون این آسیاب، ناشدنی شده است.»



 به گفته‌ی او، این آسیاب راهرویی ١٤٠ متر در ژرفای ٤٠ متری زمین با شرایطی نمناک و خنک است. كاوش‌ها نشان می‌دهد که این آسیاب با کلنگ‌های ریز‌نوک مقنی‌ها ساخته شده است و یادگاری بي‌همتا از دورانی دور در ایران است.
 اکنون همه‌ي اين آسیاب تاریخی زیر آب رفته است و هیچ‌کس به داد این يادمان تاريخي نمی‌رسد.
ترقی در دنباله افزود: «از ویژگی‌های ارزشمند آسیاب تاریخی دوسنگی میبد این است که در ساختمان این آسیاب به جز سنگ‌های آسیاب و دو حوضچه‌ي اندوختن آب که در آن‌ها از مصالح ساختمانی سود جسته شده است؛ هیچ‌گونه مصالح ساختمانی دیگری در ساخت آسیاب به کار نرفته و آسیاب در دل زمین رسی کنده شده است.»
 
به گفته‌ی او، چاه‌هایی با ژرفاي ٤٠ متر، روشنایی درون آسیاب و هم تهویه‌ي درون آسیاب را تامین کرده است. راهروی ورودی آسیاب دوسنگی میبد بلند و برای گذر حیواناتی همچون شتر در نظر گرفته شده است. حتا طویله‌ای درون آسیاب برای آرامش حیواناتی همچون گاو، الاغ و شتر که بار گندم را به آسیاب می‌آورده‌اند، هست.
 آسیاب دوسنگی میبد در ٥٠ کیلومتری شهر یزد و ٨ کیلومتری روستای محمدآباد است. ديرينگی این آسیاب بيش از ١٥٠ سال برآورد شده اما به باور کارشناسان میراث فرهنگی و گردشگری این آسیاب از يادمان‌هاي روزگار صفویه است.
 آسیاب دو سنگی محمدآباد میبد به شماره‌ي 29985 در سياهه‌ي يادمان‌هاي ملی کشور، ماندگار شده است اما با این همه اکنون در آستانه‌ی ویرانی است و هر آن، ترس پاک شدن آن از تاریخ میبد وجود دارد.

عكس‌ها از آسياب دوسنگی پيش از آب‌گرفتگی است.




ارسال توسط سورنا


به نام خدا


 

 

 


نام: فاروق

نام خانوادگى: صفى‌زاده

تخلص: بوره‌كه‌يى

سال تولد: 11/15/ 1346

نام پدر: توفيق

زادگاه: تكاب افشار (آذربايجان غربى)

تحصيلات :

دكتراى فلسفه پزشكى

 

دكتراى پزشكى باستان

 

دكتراى الهيات و معارف اسلامى

 

دكتراى تاريخ

 

دكتراى فرهنگ و زبان‌هاى باستانى.

 

داراى درجه‌ى پروفسورى در ايران‌شناسى.

 

داراى درجه‌ى اجتهاد در فقه.

 

دكتراى اديان.

 

از مفاخر نام‌آوران و چهره‌هاى ماندگار.

 

از برترين‌هاى آموزش كشور.

 

از برگزيدگان پيشكسوت كشورى در همايش تجليل از بازنشستگان نمونه نيروهاى مسلح.

تدوين و اثبات دكترين‌هاى تاريخى ایشان:

اثبات دروغ بودن شخصيت الكساندر مقدونى با دلايل تاريخى و زبان شناختى و متون باستانى

 

اثبات دروغ بودن شخصيت‌ها ى يونانى همچون: سقراط، بقراط و ارسطو

 

اثبات قدمت و پيشينه‌ى 9 هزار ساله‌ى مادها و 8 هزار ساله‌ى هخامنشيان

 

اثبات جايگاه و محل دقيق درياچه‌ى باستانى چيچست در آذربايجان

 

اثبات آريايى بودن سومريان

 

اثبات وجود 9 زردشت در تاريخ ايران

 

اثبات ايرانى بودن حضرت ابراهيم خليل (شيخ الانبياء) با دلايل تاريخى

 

اثبات ايرانى بودن حضرت محمد (ص) پيامبر مكرم اسلام با دلايل تاريخى و متون دينى و احاديث

 

اثبات زادگاه زردشت پيغمبر و وجود زردشت در چهارده هزار سال پيش

 

اثبات پيشينه‌ى چهارده هزار ساله‌ى تقويم در ايران باستان

 

اثبات مادينه (مؤنث) بودن مهر استوره‌اى در مقابل نظريه‌ى نرينه (مذكر) بودن مهر

 

اثبات خلقت زن پيش از مرد از ديدگاه علمى و متون دينى، باستانى

 

اثبات هبوط آدم و حوا در ايران

 

اثبات آريايى بودن يهوديان و منشأ آريايى دين يهود

 

اثبات نظريه‌ى داروين از ديدگاه قرآن و كتاب مقدس

 

اثبات ذوالقرنين بودن كوروش كبير هخامنشى به روايت قرآن و احاديث اسلامى

 

اثبات كروى بودن و جاذبه‌ى زمين توسط ايرانيان براى نخستين بار در جهان

 

اثبات ايرانى بودن كراوات در دوران باستان

 

اثبات تاريخ يك ميليون ساله‌ى تمدن ايرانى

 

اثبات پيشينه‌ى علم رياضيات، علوم پزشكى، فيزيك، ستاره‌شناسى در ايران باستان

 

اثبات ايرانى بودن نظريه‌ى نسبيت انيشتين

 

رد وجود سلسله‌ى دروغين سلوكيه در ايران با دلايل تاريخى و متون باستانى

تالیفات: تأليف و چاپ 320 عنوان كتاب در زمينه‌هاى ايران‌شناسى، تاريخ، فرهنگ، اديان و عرفان.

مقالات: بيش از دو هزار مقاله‌ى چاپ شده در نشريات داخل و خارج از كشور.

مترجم قرآن كريم به پارسى سره با مقدمه‌ى دكتر بهاءالدين خرمشاهى، زير چاپ.

مصاحبه‌هاى راديو تلويزيونى:

بيش از 100 مصاحبه‌ى علمى راديو تلويزيونى در موضوعات گوناگون.

مسئوليت‌ها:

1-سردبير مجله‌ى اصحاب انقلاب (ويژه‌ى مناطق كردنشين) به مدت 12 سال.

2-سردبير مجله‌ى كهكشان.

3-سردبير مجله‌ى آناهيد.

4-سردبير مجله‌ى تخصصى فكر و نظر.

5-سردبير مجله‌ى مهر و ناهيد.

6-مدير مسؤول مؤسسه‌ى فرهنگى، هنرى و ادبى مهر جام.

7-مدير مسؤول مؤسسه‌ى آموزشى، علمى پيام آوران عرفان.

8-مدير مسؤول سازمان چاپ و انتشارات ايران جام.

9-عضو مؤسسين جمعيت پيشاهنگان آيين‌هاى ايرانى (جمعيت پيشاهنگان بازشناسى، بازپيرايى و گسترش آيين‌هاى گستره‌ى ايران بزرگ).

10-مسؤول مركز مطالعات علوم كهن و نوين آسمانى.

11-مدرس علوم متافيزيك.

تدریس در دانشگاه دهلی-هندوستان

12-كارشناس ضوابط و نشر كتاب در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به مدت 14 سال.

13-از اعضاى هيئت تحريريه مجلات پيام انقلاب و اميد انقلاب

14-مسؤول كميسيون اقوام و مذاهب دفتر سياست‌گذارى و نظارت بر تبليغات

15-مسؤول تبليغات خارج از كشور

16-مسؤول مديريت اهل سنت

17-مسؤول كميته‌ى علمى تخصصى مديريت استراتژيك فرهنگى

18-عضو شوراى سردبيرى و هيئت تحريريه‌ى چندين نشريه‌ى علمى، تخصصى.

19-آشنايى كامل با زبان‌هاى آوستايى، پهلوى، پارسى، مادى باستان : سنسكريت، عبرى، عربى، كردى، تركى، فارسى، انگليسى و...

20-رئيس دانشگاه پيام نور.

دکتر صفی زاده:رییس دانشگاه پیام نور-و وزرای علوم و فرهنگ

21- مسؤول بازرسى بسيج وزارت علوم، تحقيقات و فناورى.

22-عضو هيئت علمى و استاد دانشگاه.

23-مؤسس دانشگاه‌هاى ايران‌شناسى و شيعه‌شناسى.

24-شركت و سخنرانى در سمينارها و كنگره‌هاى داخلى و بين‌المللى.

25-نفر اول برگزيده در همايش پاسداران اهل قلم.

26-پژوهشگر سازمان صنايع دستى و هنرهاى سنتى.

27-پژوهشگر مركز تحقيقات، مطالعات و سنجش برنامه‌اى صدا و سيما، واحد فرهنگ مردم.

28-كارشناس عالى تبليغ

29-كارشناس ارشد تبليغات اداره تبليغات و انتشارات

30-عضو تيم جهانى نيروهاى دانشگاهى.

31-از اعضاى ترويج زبان و ادب فارسى.

32- از اعضاى بنياد ايران‌شناسى.

33-از اعضاى مركز برنامه‌ريزى و تأليف كتاب‌هاى درسى معاونت آموزش و نيروى انسانى

34- و...





ارسال توسط سورنا


به نام خدا



خبرنگار امرداد - آفتاب یزدانی :

دژ شوش‌(آکروپل) شاید حكایت دژ‌های ویران‌شده‌ی‌ روستاهای دور و داستان‌های شگفت مردمی را همانند باشد که بنابر رخدادهای ماورایی به فرجامی شوم درافتاده‌اند.
این روزها فعالان میراث‌فرهنگی، از شوربختی دژی می‌گویند که شاید تاوان آجرهای دزدی‌اش را می‌دهد.
 اهالی می‌گویند بیشتر زمان‌ها، در دژ بسته است. این دژ همان دژی است که فرانسوی‌ها پی‌اش را با آجرهای چپاول‌شده کاخ آپادانا و چغازنبیل بنا کرده‌اند. تانکرهای چند تنی روی بام دژ، پی‌ها و ترک‌های عمیق دیوارها از یک سو، و ساختن اتاقکی برای کبوترها در این دژ از سویی دیگر، از شوندهایی(:دلایلی) است كه به بسته شدن درهای این مكان تاریخی انجامیده است.
به گزارش میراث خبر و بنابر سخنان «شهرام شهریار»، دوستدار میراث‌فرهنگی و راهنمای تور، دژ شوش دچار ویرانی‌‌های بسیار شده است و به روشنی می‌توان فرسایش‌ پی‌ها و ترک‌های بسیار دیوارهای دژ را دید.  این درحالی است که نه می‌‌توان تانکرهای چند تنی بر بام  دژ را نادیده گرفت نه اتاقک بالای دژ را که برای کبوترها ساخته شده است.
او گفت: «به نم در سقف بیشتر اتاق‌ها هم که توجه كنیم، خواهیم فهمید که چرا بیشتر زمان‌ها در دژ شوش بسته است.»
به‌گفته‌ی شهریار، از آنجایی‌که این دژ بدون پی بنا شده، در پی بارش‌های فراوان و خالی شدن خاک زیر دیواره‌ها احتمال ریزش آن حتمی است.
 
انباشت زباله و نخاله در دژ شوش!
این دوستدار میراث‌فرهنگی گفت: «از همان ورودی دژ می‌توان انباشت زباله‌ها و نخاله‌های ساختمانی را دید. از سویی با وارد شدن به محوطه و حیاط نخست، ترک‌های فراوان روی جداره‌هاست بسیار خودنمایی می‌کنند.»
او همچنین از کتابخانه‌ای گفت که هم‌اکنون تبدیل به ویرانه شده است. با این‌که پیش از این در خبرها آمده بود که در پی بارندگی، سقف کتابخانه ریخته است و کارشناسان به بهسازی(:مرمت) آن پرداخته‌اند اما هیچ اثری از بهسازی دیده نمی‌شود. و این امر تنها ویژه‌ی کتابخانه نیست و گویی هیچ اتاقی در دژ از خطر ریزش در امان نیست.
در این میان، اتاقی که در آن کنتور و سامانه‌ی توزیع برق جای دارد به‌گفته شهریار حال و روز بدتری نسبت به دیگر اتاق‌ها دارد. احتمال ریزش سقف اتاق و آتش‌سوزی رخدادی نیست که دور از ذهن باشد. چراکه در كنار این اتاق، تانکری پر از گازوئیل است. تانکری که روی سقف و کنار برج‌های دژ جانمایی شده است!
این دوستدار میراث‌فرهنگی که موضوع را با فعالان میراث‌فرهنگی خوزستان در میان گذاشته است وضعیت دژ شوش را بسیار نگران‌کننده دانست.
دژ شوش که به دژ اکروپل یا دژ فرانسوی‌ها نیز نامور است به دست هیات باستان‌شناسی فرانسوی در سال 1897 میلادی روی بلندترین جای شهر شوش بنا شده است. این دژ همانندی بسیاری به زندان باستیل فرانسه دارد که با بهره‌گیری از آجرهای به‌دست آمده از کاخ داریوش  وشماری از آجرهای منقوش به خط میخی چغازنبیل به دست معماران دزفولی بنا شده است.
پلان دژ ذوزنقه‌ای شکل است که قاعده‌ی کوچک آن در سمت شمال است. دور تا دور آن را راهرویی در بر گرفته و ردیف اتاق‌هایی به سمت حیاط، برگرد آن قرار گرفته‌اند.
دژ دارای سه ورودی است که یکی از آن‌ها هم‌اكنون بسته است.
قلعه تاریخی شوش در سال 1380 توسط سازمان میراث فرهنگی با شماره 3983 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.

 


زباله‌ در مكاني تاريخي. البته اين زباله‌ها و نخاله‌ها با توجه به حال و روز ديگر جاهاي تاريخ و باستاني ايران، چندان هم شگفت نيست.

ترك‌هاي در و ديوار دژ آكروپل

اين هم حال و روز اتاق‌هاي دژ است!

افسوس از اين‌همه بي‌توجهي

اين همان اتاقي است كه ويژه‌ي كنتور برق شده است

اين هم سقف يك اثر تاريخي و ملي‌شده!


زباله‌ها و نخاله‌ها از نمايي ديگر. شوربختانه به جاي نشان دادن زيبايي‌هاي يك اثر تاريخي ناچاريم نازيبايي‌هايي كه از سرِ بي‌مهري از سر و رويش مي‌بارند را نمايش دهيم. 

كبوترخانه




تاریخ: شنبه 21 ارديبهشت 1392برچسب:آکروپل,دژ,دژ شوش,,
ارسال توسط سورنا


به نام خدا


درمیان رسانه‌ها

 

نخستین شهر دایره‌ای جهان زیر چرخ موتورسواران

 



سورنا لطفی‌نیا :

سالهاست گستره و تپه‌های تاریخی شهرستان دارابگرد میزبان موتورسواران شده‌اند. برخی از اهالی دارابگرد دراین تپه‌ها چنان به ‌رقابت می‌پردازند و گرد و خاک به‌پا می‌کنند که داراب‌گرد و تپه‌های بی‌نوای تاریخی گویی کم از پیست‌های بین‌المللی موتورسواری ندارد.
 به‌گزارش
CHN؛ دارابگرد پر از شاخصه‌های فرهنگی و تاریخی است. شهری ساسانی که برپایه‌ی یافته‌ها و تاریخ‌نگاری‌های باستان‌شناسان، به روزگار هخامنشی هم می‌رسد. با این همه، اهالی دارابگرد گویی هیچگونه آگاهی نسبت به زوایای زندگی فرهنگی و  میراث منطقه‌ای که در آن زندگی‌ می‌کنند ندارند، چراکه مهمترین بخش از گستره‌ و تپه‌های باستانی را  پیست موتورسواری کرده‌اند.
 این شهر، نخستین شهر دایره‌ای شکل درسرزمین ایران بوده است. آنگونه که باستان‌شناسان می‌گویند الگوی معماری این شهر در ساخت‌وساز  شهرهای دایره شکل دیگر چون تیسفون، شهرگور فیروزآبادو... تاثیر داشته است.

 
در نوشته‌های تاریخی از دارابگرد به نام سومین شهر بزرگ پارس ياد شده است و یکی از بزرگ‌ترین ضراب‌خانه‌های(ضرب سکه) شهر پارس در آن‌جا بوده است.



در زمین‌های پيرامون این تپه‌ی باستانی و در درون شهر دارابگرد، خرده سفال و کوزه‌های شکسته فراوانی بر روی زمین و زیر پای گردشگران رها شده و  خاكبرداري‌های غیر مجاز در گوشه و کنار این شهر كاری آسان و همگانی شده است.
 يكی از كوشندگان در زمينه‌ی برجای مانده‌های تاريخی به نام «سياوش آریا» از حریم درجه یک شهر تاریخی دارابگرد و گورستانی که جاي خاكسپاري مردگان روستا است نام مي‌برد، در حالی که تابلوی میراث‌فرهنگی درست در چند متری گورستان جای گرفته و ارزش و پیشینه شهر را بازگو می‌کند.
هرچند گردشگران بسياری از كشورهای ديگر از اين شهر ديدن كرده‌اند و با اینکه آوازه‌ی جهانی دارد، اما تاکنون هيچ‌گونه نگهداری درخوری از آن نشده‌است.
شهر کهن دارابگرد یا دارابجرد، از ديرينه‌ترين شهرهایی است که با معماری دایره‌ای ساخته شده و در ٧کیلومتری شهر داراب، جای دارد.

 




ارسال توسط سورنا

به نام خدا

 

روز مــادر، گل سرسبـد جشنـهای پـر رونـق جـهان

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


در بین روزها و جشن های خاص در جهان، روز مادر جایگاه ویژه ای دارد و در همه كشورها تقریباً به یك شكل برگزار می شود و همه تلاش می كنند با دادن هدیه ای هر چند ناچیز مادر خود را خوشحال كنند، هر چند در تمامی كشورها عده ای در این مورد هم عقیده اند كه روز مادر به نمایشی صرفاً مادی تبدیل شده و هدف اولیه آن فراموش شده است. تاریخ و سنن برگزاری این جشن در كشورهای جهان متفاوت اما اصل آن در همه جا یكسان است و روز مادر برای بزرگ و كوچك موقعیتی است برای ابراز عشقی كه نسبت به مادر خود دارند ...

روز مادر در ایران

بیستم جمادی الثانی هر سال، (امسال؛ 11 اردیبهشت 1392) برای ایرانیان روزی پر از خاطره و معنویت است؛ خاطراتی شیرین از مادران مهربان، زنان باگذشت، فرزندان با محبت و همسران با وفا؛ این روز به یُمن ِ زادروز بانوی نمونه اسلام، فاطمه زهرا (س)، روز مادر و گرامیداشت مقام زن نام گرفته است. در ایران پیش از انقلاب ۱۳۵۷ روز ۲۵ آذر زادروز فریده قطبی مادر فرح دیبا به نام روز مادر نام گذاری شده بود.

آلمان

بیش از ۷۵ سال است كه روز مادر در دومین یكشنبه ماه مه برگزار می شود. در این روز استثنایی اهدای گل بسیار اهمیت دارد... گل فروش ها این روز را "بی وقفه" كار می كنند! فرزندان از صبح كارهای خانه را انجام می دهند. ابتدا یك صبحانه عالی برای مادر به رختخواب می آورند، سپس او را به گردش می برند و با یك "شام خوب" روز را به پایان می رسانند.

آمریكا

آمریكایی ها در ابتدای قرن بیستم دومین یكشنبه ماه مه را رسماً روز مادر نام نهادند و در خلال جنگ جهانی اول آن را گسترش دادند. در این روز فرزندان به نزد مادر، مادربزرگ یا خاله خود می روند. كارت تبریك جایگاه ویژه ای دارد. كارت ها روی لبه شومینه یا روی بوفه ردیف می شوند با یك پیام اصلی روی همه آنها: "برای بهترین مادر، مادربزرگ یا خاله..." یا "دوستت دارم مادر...". صبحانه در رختخواب نیز جزیی از مراسم است. در این روز، مامان حق دارد تا ظهر بخوابد!

مكزیك

مكزیكی ها همیشه روز ۱۰ مه را برای مادران جشن می گیرند! آنها به مادرشان هدیه بسیار عجیبی می دهند: serenata. در نیمه شب ۹ مه جوان ها دور هم جمع می شوند و شروع به اجرای موسیقی خانه به خانه می كنند. آنها با گیتار آهنگ ویژه این روز را می نوازند و منتظر می مانند تا مادر عزیزشان در را به روی آنها باز كند، سپس آب میوه می نوشند و به خانه دیگری می روند و نغمه های شبانه را به افتخار مادر از سر می گیرند. معمولاً اجرای مراسم از ۱۱ شب تا ۶ صبح ادامه می یابد و به طور متوسط جوانان به ۱۷ خانه سر می زنند!

اسپانیا

جشن مادر اولین یكشنبه ماه مه برگزار می شود. این روز موقعیتی است برای اهدای هدایای فراوان به مادر، به ویژه رفتن به رستوران با خانواده. مادر در این روز آشپزی نمی كند. رستوران ها نیز با اهدای یك شاخه گل به مادران، در این جشن سهیم می شوند! در این كشور كاتولیك ماه مه، ماه مریم مقدس نیز است. در دهكده های دورافتاده، اسپانیایی ها اغلب برای رفتن به كلیسا گل می چینند و گل ها را به مریم مقدس سمبل مقام مادری هدیه می دهند.

انگلستان

انگلیسی ها چهارمین یكشنبه بهار را برای مادران جشن می گیرند. Simnel Cake شیرینی مخصوص این روز است. دسته گل و كارت تبریك هدیه ای است كه مادران حتماً از آن بهره مند می شوند.

ایتالیا

در ایتالیا روز مادر دومین یكشنبه ماه مه برگزار می شود. ماه مه، ماه بزرگداشت مریم مقدس و مقام مادری است. بچه ها در این ماه در مدرسه كارهای دستی (دسته گل، نقاشی و...) درست می كنند و به افتخار مادرشان شعر و سرود می خوانند. در رادیو و تلویزیون، مردم صدای خوانندگان بزرگ (انریكو كروزو، آرامندوتا جولی و...) را می شنوند كه به افتخار مقام مادر می خوانند! در چند سال اخیر، به مناسبت روز مادر همچنین روز زن، ۸ مارس هر سال، گل فروشان با فروش دسته گل هایی كه قسمتی از پول آن صرف كمك به سازمان های خیریه می شود در پیشگیری و درمان سرطان های خاص زنان سهیم می شوند.

برزیل

برزیلی ها در دومین یكشنبه ماه مه از مادرانشان قدردانی می كنند. این روز موقعیتی است برای مهمانی های بزرگ خانوادگی كه همه مادران یك فامیل را دور هم جمع می كند (مادران، مادربزرگ ها، مادرزن ها و مادرشوهرها، عروس ها و...). توجه و احترام نسبت به مقام مادر متنوع است (ترانه ها، اشعار، هدایا...). در این روز، برانگیختگی احساسات به حدی است كه برخی از مادران به پهنای صورت اشك می ریزند.

بلژیك

روز مادر معمولاً دومین یكشنبه ماه مه برگزار می شود. بلژیك در این مورد از آمریكا تقلید كرده است. اما تاریخ برگزاری روز مادر در همه مناطق بلژیك یكی نیست. مثلاً در برخی مناطق بلژیك روز مادر ۱۵ اوت، روز ماری (Marie) برگزار می شود.

جمهوری چك

روز مادر كه دومین یكشنبه ماه مه برگزار می شود در زمان "انقلاب مخملی" و سقوط كمونیست دوباره احیا شد یعنی از زمان تقسیم چكسلواكی به دو كشور چك واسلواكی. در دوره كمونیسم چكسلواك ها تنها روز زن (۸ مارس) را جشن می گرفتند و روز مادر به سیاهچال فراموشی سپرده شده بود. چك ها اكنون زمان از دست رفته را جبران می كنند. به افتخار مادر، فرزندان از كلاس اول تا آخر دبیرستان جشن كوچكی در مدرسه برگزار می كنند و با اهدای شیرینی، هدیه و گل مادران را غرق در شادی می كنند.

مجارستان

روز مادر مانند بسیاری از كشورها اولین یكشنبه ماه مه برگزار می شود. در زمان رژیم كمونیستی این جشن بخشی از ابراز هویت مجارها بود. در مدرسه بچه ها كاردستی های مخصوص درست می كنند و شعرهای زیبا حفظ می كنند. شعر مادر (mama) ساندور پتوفی (sandor petofi) قهرمان میهن پرست و یكی از بزرگترین شاعران مجار قرن نوزدهم اغلب قلب مادران این كشور را به لرزه می اندازد! شهرها در این روز شور و حال دیگری می یابند با بارانی از گل ریتم آهنگ كنسرت ها تئاترهای خیابانی و رقابت های ورزشی گوناگون كه هنگام اجرای آنها از كل خانواده ها دعوت می شود.

مراكش

روز مادر آخرین یكشنبه ماه مه برگزار می شود. متاسفانه در محله های فقیرنشین كه زنان با مشكلات فراوان زندگی روزمره دست به گریبان هستند اغلب بدون توجه به این روز از آن می گذرند. با این وجود وزارت آموزش ملی این جشن را با حساسیت خاصی برگزار می كند و معلمان را مجبور می كند كه نقش خود را در این زمینه ایفا كنند. بچه ها كه نسبت به برگزاری جشن حساس تر هستند خلاقیت های خود را برای خوشحالی مادر به كار گرفته و كارت تبریك های زیبا ساخته و شعر می گویند.

چین

روز مادر در تقویم چینی ها ثبت نشده است. با این وجود جوانان شهرهای بزرگ از دهه ۹۰ در برگزاری این جشن شركت می كنند. آنها برای مادرانشان دومین یكشنبه ماه مه را (مانند آمریكا) جشن می گیرند، به روشی كاملاً غربی! بعضی گل هدیه می دهند (كه تا چند سال پیش آن را زائد و غیرضروری می دانستند). چینی ها بعد از ۳۵سالگی دیگر برای مادرشان جشن نمی گیرند! این جشن مختص نسل جوان است... سالخوردگان در هر حال از طرف فرزندان خود بسیار مورد احترامند و قرن ها است كه هر روز از آنها قدردانی می شود.

دانمارك

روز مادر در دومین یكشنبه ماه مه برگزار می شود. گل و جعبه شكلات نسبت به تمام هدایای دیگر برتری دارد! برخلاف كشورهای دیگر، این روز در شهرهای كوچك بیشتر برگزار می شود تا شهرهای بزرگ! این روز موقعیتی است برای خارج شدن از خانه و غذا خوردن در رستوران به همراه خانواده...

ساحل عاج

در این كشور روز مادر را مانند فرانسه در آخرین یكشنبه ماه مه برگزار می كنند. خانواده های مرفه این جشن را با شكوه خاصی برگزار می كنند. بچه ها با گروه های دوستانشان (هم محله ای ها، هم شاگردی ها و...) یك مهمانی تشكیل می دهند كه همه مادران به همراه بچه ها در آن شركت می كنند... در مورد كودكان محروم تر، آنها می توانند به مادرشان هدیه ای بدهند با همكاری برنامه تلویزیونی Ahouan كه چهارشنبه ها بعدازظهر پخش می شود. این برنامه در طول یك هفته به بزرگداشت مادران اختصاص دارد. بچه ها به همراه مادرانشان، از قبل ثبت نام می كنند. هنگام ورود فرزندان هدیه ای دریافت می كنند كه بلافاصله آن را به مادرشان تقدیم می كنند. در طول برنامه كه تقریباً ۳ ساعت طول می كشد بچه ها سرود و دكلمه می خوانند...

سوئیس

سوئیسی ها دومین یكشنبه ماه مه را برای مادرانشان جشن می گیرند.

فرانسه

در فرانسه اولین بار ناپلئون روزی را به گرامیداشت مادران اختصاص داد و پس از تغییراتی كه در طول زمان در تاریخ و نحوه برگزاری این روز به وجود آمد ژنرال دوگل رسماً آخرین یكشنبه ماه مه را برای برگزاری آن تعیین كرد. هر سال در فرانسه شهرداران، نمایندگان یا اعضای شورای شهر مدال هایی را برای مادران خانواده های پرجمعیت تعیین می كنند:

مدال طلا، هنگامی كه تعداد فرزندان ۸ نفر یا بیشتر باشد. مدال نقره، هنگامی كه فرزندان ۶ یا ۷ نفر باشند. مدال برنز، زمانی كه خانواده دارای ۴ یا ۵ فرزند است.

كامرون

تاریخ برگزاری روز مادر در این كشور نیز مانند فرانسه است. فعالیت های مدرسه ای كودكان كامرونی مانند دوستان فرانسوی شان است (نقاشی، كاردستی و...). مادران مانند بسیاری از كشورهای آفریقایی از احترام ویژه ای برخوردارند. كامرون جامعه مادرسالاری است كه زنان در آنجا بسیار فعال، موثر و متحد هستند. شاید به همین دلیل است كه آنها اهمیت بسیاری برای این روز قائل هستند.

كانادا

كانادا نیز دومین یكشنبه ماه مه را برای مادران جشن می گیرد. در این كشور نیز فرزندان با گل، كارت تبریك و آوردن صبحانه مادر در رختخواب، از مادران قدردانی می كنند.

ژاپن

در ژاپن در سال ۱۹۳۷ اولین جلسهٔ "ستایش مادران" در ۸ مه برگزار شد و حدود سال ۱۹۴۹، جامعهٔ ژاپن تصمیم به جشن گرفتن روز مادر در دومین یکشنبهٔ ماه مه گرفت؛ مانند دیگر کشورها. امروزه در روز مادر مردم ژاپن به یکدیگر انواع گل مانند میخک و رز را به مادران خود هدیه می‌دهند.

پرتغال

در پرتغال، روز مادر یک روز تعطیلی غیر رسمی است که هر سال در اولین یکشنبهٔ ماه مه برگزار می‌شود و گاهی با روز کارگر هم زمان می‌گردد.

افغانستان

در افغانستان روز مادر در دومین شنبهٔ ماه ژوئن، ۱۲ ژوئن جشن گرفته می شد. اما چندی پیش دولت افغانستان 8 مارس را روز جهانی مادر تعیین کرد.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

مــــــــادر

تاج از فرق فلک برداشتن
جاودان آن تاج بر سر داشتن

در بهشت آرزو، ره یافتن
هر نفس شهدی به ساغر داشتن

روز در انواع نعمت ها و ناز
شب بتی چون ماه در برداشتن

صبح از بام جهان چون آفتاب
روی گیتی را منور داشتن

شامگه چون ماهِ رویا آفرین
ناز بر افلاک اختر داشتن

چون صبا در مزرع سبز فلک
بال در بال کبوتر داشتن

حشمت و جاه سلیمانی یافتن
شوکت و فر سکندر داشتن

تا ابد در اوج قدرت زیستن
ملک هستی را مسخر داشتن

بر تو ارزانی که ما را خوش تر است
لذت یک لحظه مادر داشتن !


شعر از زنده یاد فریدون مشیری


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org






تاریخ: چهار شنبه 11 ارديبهشت 1392برچسب:روز مادر,مولودی,تولد زهرا,تولد حضرت زهرا,,
ارسال توسط سورنا

به نام خدا

 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


عسل بدیعی، هنرمند شایسته ای که ایفای نقش های ارزش مدار او در سریال های ماندگار و فیلم های تلویزیونی از خاطره ها محو نخواهد شد. شخصی که در آخرین سکانس هنرمندی اش با اهدای اعضای خود به بیماران نیازمند و نجات جان هفت انسان، هنرنمایی خود را تکمیل کرد.




ارسال توسط سورنا

به بنام خدا

 




تاریخ: یک شنبه 27 اسفند 1391برچسب:ننه سرما,,
ارسال توسط سورنا


به نام خدا


یه شب سه نفر اشتباهی دستگير ميشن و در نهايت ناباوری به اعدام روی صندلی الکتریکی محکوم ميشن....
نوبتِ نفر نخست میشه که بشینه روی صندلی. وقتی میشینه میگه : من توی دانشگاه , رشته الهیات خوندم و به قدرت بی پایان خدا اعتقاد دارم .... میدونم که خدا نمیذاره آدم بیگناه مجازات بشه ....
کلید برق رو میزنن ... ولی هیچ اتفاقی نمیفته ....
به بی گناهیش ایمان میارن و آزادش میکنن.
نفر دوم میشینه روی صندلی و میگه : من توی دانشگاه حقوق خوندم ....به عدالت ایمان دارم و میدونم واسه آدم بی گناه اتفاقی نمیفته ...
کلید برق رو میزنن و هیچ اتفاقی نمیفته ...
به بی گناهی اون هم ایمان میارن و آزادش میکنن .
نفر سوم میاد روی صندلی و میگه : من توی دانشگاه , رشته برق خوندم و به شما میگم که وقتی این دو تا کابل به هم وصل نباشن هیچ برقی وصل نمیشه به صندلی
خوب بقيه داستان هم مشخصه، مسوولين زندان مشكل رو ميفهمن و موفق به اعدام فرد ميشن
....
نتيجه: لازم نيست همیشه راه حل مشكلات رو جار بزنید !





ارسال توسط سورنا
ارسال توسط سورنا
آخرین مطالب

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 78 صفحه بعد

آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
امکانات جانبی

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

<-PollName->

<-PollItems->

خبرنامه وب سایت:

برای ثبت نام در خبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید




آمار وب سایت:
 

بازدید امروز : 515
بازدید دیروز : 1155
بازدید هفته : 4031
بازدید ماه : 32610
بازدید کل : 3879232
تعداد مطالب : 2316
تعداد نظرات : 1514
تعداد آنلاین : 16



Alternative content




Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
مدت زمان حضور شما در سایت:
این صفحه را به اشتراک بگذارید
نام شما :
ايميل شما :
نام دوست شما:
ايميل دوست شما:

Powered by zirebaran.org

javahermarket